سرعت علامتگذاری لیزری اساساً به سرعتی اشاره دارد که پرتو لیزر در سطح مواد حرکت میکند، که معمولاً بر حسب میلیمتر بر ثانیه (mm/s) اندازهگیری میشود. این پارامتر مدت زمان ماندگاری لیزر را در مناطق خاص تعیین میکند و بر عمق علامتگذاری، کنتراست و ظاهر کلی تأثیر میگذارد. با حرکت پرتو لیزر در امتداد محورهای X و Y برای ایجاد الگوها یا متن، سرعت علامتگذاری مستقیماً راندمان پردازش را تعیین میکند. با این حال، سرعتهای بالاتر همیشه نتایج بهتری را به همراه ندارند—عملکرد بهینه مستلزم مطابقت سرعت با خواص مواد و پارامترهای لیزر است.
در عمل، تنظیم سرعت علامتگذاری لیزری شامل متعادل کردن زمان و انرژی است. سرعتهای بیش از حد کم، انرژی زیادی را متمرکز میکنند و به طور بالقوه باعث فرسایش یا تغییر شکل مواد میشوند. در مقابل، سرعت بیش از حد، انرژی را بیش از حد پراکنده میکند و از علامتگذاری واضح جلوگیری میکند. درک این رابطه اساسی، اساس بهینهسازی فرآیندهای علامتگذاری لیزری را تشکیل میدهد.
عمق علامتگذاری به عنوان یک معیار کیفیت حیاتی در پردازش لیزر عمل میکند. یک همبستگی مستقیم بین سرعت علامتگذاری و عمق وجود دارد—سرعتهای کمتر، زمان ماندگاری لیزر را افزایش میدهند و انرژی بیشتری را در واحد سطح برای ایجاد علائم عمیقتر ارائه میدهند. این رویکرد برای کاربردهایی که به حکاکی عمیق یا علامتگذاری با کنتراست بالا نیاز دارند، مناسب است.
در مقابل، سرعتهای بالاتر زمان ماندگاری و تمرکز انرژی را کاهش میدهند و علائم کمعمقتری تولید میکنند که برای اچینگ سطحی یا علامتگذاری شماره سریال روی قطعات الکترونیکی مناسب هستند. جالب اینجاست که چندین پاس با سرعت بالا گاهی اوقات کارآمدتر از پاسهای تکی با سرعت کم هستند، به ویژه زمانی که به عمقهای خاصی نیاز باشد (به عنوان مثال، بیش از 0.005 اینچ). این تکنیک به تدریج انرژی را جمع میکند و در عین حال از فرسایش بیش از حد مواد جلوگیری میکند.
تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد که رابطه سرعت-عمق کاملاً خطی نیست. عواملی از جمله توان لیزر، میزان جذب مواد و دمای محیط همگی بر نتایج تأثیر میگذارند. بنابراین، کاربردهای عملی نیازمند آزمایشهای تجربی برای تعیین سرعتهای بهینه برای الزامات عمق خاص هستند.
کاربردهای صنعتی از افزایش سرعت علامتگذاری از طریق بهبود بهرهوری و کاهش هزینههای واحد، سود قابل توجهی میبرند. رویکردهای اصلی بهینهسازی عبارتند از:
توان لیزر نشاندهنده مستقیمترین عامل مؤثر بر سرعت علامتگذاری است. به طور کلی، دو برابر کردن توان لیزر تقریباً سرعت علامتگذاری را دو برابر میکند. با این حال، افزایش سرعت، تحویل انرژی در واحد زمان را کاهش میدهد و به طور بالقوه کیفیت علامت را به خطر میاندازد. بنابراین، توان باید متناسب با سرعت افزایش یابد تا کیفیت حفظ شود.
لیزرهای فیبری معمولاً از کنترل توان مبتنی بر درصد استفاده میکنند. برای افزایش طول عمر لیزر، کارشناسان توصیه میکنند که زیر 80٪ از حداکثر توان نامی کار کنید. آستانههای آسیب مواد نیز برای جلوگیری از آسیب دیدن قطعات کار توسط توان بیش از حد، نیاز به در نظر گرفتن دارند.
سیستمهای اسکن گالوانومتر، حرکت پرتو لیزر را کنترل میکنند و مستقیماً بر سرعت و کیفیت تأثیر میگذارند. سیستمهای گالوو استاندارد به 3000 میلیمتر بر ثانیه میرسند، در حالی که نسخههای با سرعت بالا به 10000 میلیمتر بر ثانیه میرسند. این سیستمها بهرهوری را به طور قابل توجهی افزایش میدهند و در عین حال اعوجاج تصویر را کاهش میدهند، به ویژه برای کاربردهای حساس به سرعت. انتخاب نیازمند متعادل کردن ناحیه علامتگذاری، الزامات دقت و محدودیتهای بودجه است.
تراکم علامتگذاری به فاصله بین خطوط اسکن لیزر اشاره دارد. تراکم بالاتر به معنای خطوط بیشتر و پردازش کندتر است. پارامترهای نرمافزاری مانند "فاصله پر کردن" یا "فاصله هاشور" این متغیر را کنترل میکنند. یافتن تعادل بهینه بین سرعت و وضوح برای عملکرد کارآمد ضروری است—کاربردهای علامتگذاری سطحی اغلب میتوانند تراکم را برای افزایش سرعت کاهش دهند.
مناطق علامتگذاری بزرگتر به زوایای انحراف گالوو بیشتری نیاز دارند و راندمان را کاهش میدهند. علاوه بر این، لنزهای علامتگذاری با مساحت زیاد معمولاً دارای فواصل کانونی طولانیتری هستند که چگالی انرژی نقطه لیزر را کاهش میدهد. حفظ کیفیت در اندازههای بزرگتر اغلب مستلزم سرعتهای کمتر است. بنابراین، کارشناسان توصیه میکنند از کوچکترین ناحیه علامتگذاری عملی که قطعه کار را در خود جای میدهد، برای به حداکثر رساندن سرعت و راندمان انرژی استفاده کنید.
علائم عمیقتر به انرژی لیزر بیشتری نیاز دارند و به طور طبیعی سرعت فرآیند را کاهش میدهند. در حالی که افزایش توان، جریان یا چندین پاس میتواند به عمق بیشتری دست یابد، این روشها معمولاً سرعت را قربانی میکنند. کنترل عمق مؤثر برای متعادل کردن سرعت و کیفیت بسیار مهم است. کاربردهایی که به حکاکی عمیق نیاز دارند ممکن است از چندین پاس با سرعت کم برای ایجاد تدریجی عمق و در عین حال جلوگیری از حذف بیش از حد مواد استفاده کنند.
تکنیکهای مختلف علامتگذاری لیزری از پیکربندیهای پارامترهای مختلف برای کاربردهای متنوع استفاده میکنند:
این فرآیند فوقالعاده سریع از گرمایش موضعی برای منبسط کردن یا کمی ذوب کردن سطوح مواد استفاده میکند و علائم دائمی را بدون حذف مواد ایجاد میکند. راندمان و مصرف انرژی کم این روش، آن را برای تولید انبوه ایدهآل میکند. در حالی که اچینگ مزایای سرعت را ارائه میدهد، علائم نسبتاً کمعمقی با کنتراست کم تولید میکند.
پرتوهای پرانرژی به طور فیزیکی مواد را حذف میکنند تا علائم فرورفته با عمق قابل اندازهگیری ایجاد کنند. این علامتگذاریهای بادوام و مقاوم در برابر سایش برای کاربردهایی که نیاز به شناسایی دائمی دارند، مناسب هستند. با این حال، حذف مواد به زمان و انرژی بیشتری نیاز دارد و به سیستمهای با توان بالاتر نیاز دارد که هزینههای تجهیزات را افزایش میدهد.
این فرآیند غیر مخرب، در درجه اول فلزات آهنی مانند فولاد ضد زنگ و آلیاژهای تیتانیوم را از طریق گرمایش کنترلشده سطح علامتگذاری میکند. انتشار اکسیژن باعث ایجاد تغییرات رنگی قابل مشاهده بدون حذف مواد یا آسیب سطح میشود و آن را برای دستگاههای پزشکی یا الکترونیک دقیق که نیاز به یکپارچگی مواد دارند، ایدهآل میکند. در حالی که سطوح را حفظ میکند، بازپخت علائم با کنتراست نسبتاً کم تولید میکند.
در حالی که تنظیمات واقعی نیازمند آزمایشهای خاص مواد است، این دستورالعملهای کلی نقاط شروع را ارائه میدهند:
آزمایش جامع مواد قبل از علامتگذاری تولید، به ویژه برای اقلام گرانقیمت، با شکل منحصربهفرد یا با مقدار محدود، ضروری است. حتی اپراتورهای باتجربه نیز باید سطوح ناآشنا یا غیر یکنواخت را آزمایش کنند تا از کیفیت اطمینان حاصل کنند.
مواد مختلف به طور متمایز به علامتگذاری لیزری واکنش نشان میدهند و به تنظیمات توان و سرعت منحصربهفردی نیاز دارند. حتی در بین مواد مشابه نیز تفاوتهای قابل توجهی وجود دارد—به عنوان مثال، چرم سختتر در برابر توان بالاتر مقاومت میکند تا انواع ظریف که ممکن است در تنظیمات معادل بسوزند. اپراتورها باید هنگام تغییر انواع مواد، پارامترها را بازنشانی کنند.
نتایج آزمایش نامطلوب، تنظیمات سرعت یا توان و به دنبال آن آزمایش مجدد را تضمین میکند. لبههای صاف نشاندهنده تنظیمات مناسب هستند، در حالی که لبههای ناهموار یا سوخته ممکن است نیاز به کاهش سرعت یا افزایش توان داشته باشند.
شرایط سطح به طور قابل توجهی بر نتایج تأثیر میگذارد. به عنوان مثال، سطوح چوبی ناتمام، راحتتر میسوزند. آمادهسازی اولیه مانند سنباده زدن یا تمیز کردن قبل از علامتگذاری معمولاً نتایج را بهبود میبخشد.
تسلط بر سرعت علامتگذاری لیزری و تنظیمات توان، نتایج بهینه را در مواد و کاربردهای مختلف امکانپذیر میکند. متعادل کردن مناسب پارامترها، علامتگذاریهای واضح و دقیقی را بدون آسیب رساندن به بستر تضمین میکند و در عین حال راندمان را به حداکثر میرساند و زمان تولید را به حداقل میرساند. آزمایش و بهینهسازی مداوم در نهایت تنظیمات ایدهآل را برای هر کاربرد خاص نشان میدهد و تعادل کاملی بین سرعت، کیفیت و مقرون به صرفه بودن به دست میآید.